عبد الحي الكتاني ( مترجم : عليرضا ذكاوتى قراگزلو )
34
نظام الحكومة النبوة المسمى التراتيب الادارية ( نظام ادارى مسلمانان در صدر اسلام ) ( فارسي )
( 1 ) كفشدار پيغمبر ( ص ) در مختصر السير آمده كه عبد الله بن مسعود كفشدار پيغمبر ( ص ) بود و هرگاه حضرت برمىخاست ، او كفش را به حضرت مىپوشانيد و زمانى كه حضرت مىنشست ، كفش حضرت را روى دو ساعد خود نگه مىداشت تا حضرت برخيزد . در بعضى روايات نوشتهاند كه ابن مسعود پيشاپيش حضرت با عصا حركت مىكرد و پيش از حضرت ، وارد حجره مىشد . همچنين حمل و نقل مشك كوچك آب يا قمقمهء آب وضوى پيغمبر نيز با او بود . عربها در جاهليت ، از چرم دباغى نشده كفش مىپوشيدند مگر ثروتمندان . از اين رو ، از اينكه عبد الله بن عمر كفش بدون مو مىپوشيد ، تعجب كردند تا اينكه ابن عمر گفت : ديدم كه پيغمبر ( ص ) چنين كفشى به پا مىكرد . ( 2 ) دربارهء نعلين پيغمبر ( ص ) نوشتههاى مستقلى هست . مثل كتاب ابو اليمن بن عساكر ، سراج بلقينى ، بستى و محمد بن عيسى المقرى ( نويسنده كتاب قرة العينين فى تحقيق امر النعلين ) و از همه مشهورتر ابو العباس مقرى تلمسانى ( نويسنده كتاب النفحات العنبريه فى وصف نعلى خير البريه ) است . همو فتح المتعال فى مدح خير النعال را در مسجد پيغمبر ( ص ) پايين پاى حضرت تأليف كرد ؛ هم چنان كه رسالهاى راجع به عمامه حضرت را در مسجد در سمت بالاى سر حضرت نوشت . فتح المتعال چند اختصار دارد ، از جمله مختصر عبد المجيد قادرى هندى كه در هند چاپ شده ، و مختصر على بن سليمان دمنتى مدفون مراكش ، و مختصر يوسف نبهانى كه هر سه نزد نويسنده هست ، و در مختصر عبد المجيد قادرى آمده كه تعداد تأليفات در اين باب ، به پنجاه و اندى مىرسد . در الرحلة العياشية آمده كه مصنّف بر نيمى از كتاب المجموعة من باهر النظام و بارع الكلام فى صفة مثال نعل رسول الله ( ص ) گردآورى محمد بن هارون طائى قرطبى آگاهى يافته و سبب گردآورى آن مجموعه اين بود كه كسى از وى مىخواهد اشعارى درباره كفش پيغمبر ( ص ) بسرايد و او قطعهاى مىسرايد . پس اديبان سرزمينش اندلس ، همگى اشعارى در آن موضوع مىسرايند كه به يكصد و سى شعر كوتاه و بلند مىرسد . مقرى تلمسانى با وجود حافظه و اطلاع فراوان و اصرار در كاوش و جستجو ، از اين مجموعه خبر نيافته و اگر مىيافت ، بسيار خوشحال مىشد . در السيرة الشامية آمده كه عمر بر پيغمبر ( ص ) وارد شد ، يك حبشى پشت حضرت را مىماليد . حضرت فرمود : شتر سوارى صبح مرا خسته كرده است ( يا شتر مرا به زمين زده